|
در امتداد نگاه تو
خیلی داغونم خیلی...! خدایا کمکم کن
سلام. دیگه ازت بدم میاد بی وفااااا میشنوی...؟
دلم گرفته برایت .افسوس که مانده ام چگونه بشنوم صدایت .دیشب خوابت را با ز دیدم و نگاه مهربانت با چشمهای بی تابم قهر بود .چگونه بدین راحتی از من گذشتی .مگر برای ماندن نیامده بودی.هرروز باعبور از کوچه خاطرات وخیره به جای ردپاهایت غرور چشمهایم می شکند و دیوانه بار با همه بغض هایم فریاد می زنم برگرد بی تو خیلی تنهایم.تاوقتی برگردی برایت می نویسم .در همه جا حتی روی قلب شکسته ام و یا اشکهای مه آلودم .
تورو خدا برگرد
چی شد بهونه گیر شدی؟؟؟
نکنه از عشقم سیر شدی!! نکنه بهت حرفی زدم ازم دلگیر شدی؟؟؟ خدا نشونه شو از كي بگيرم
سلام بالاخره تونستم! میپرسی چیو تونستم؟؟؟ اینکه منم مثل خودت بی احساس باشمُ منم تونستم مثل تو بی خیال باشم حتما برات سواله که این چند روز چطوری بی خیالت شدم؟؟؟ من همون سارایی ام که اگه یه روز ازت خبر دار نمیشدم قلبم میگرفتو حالم بد میشدو اعصاب تمام خانوادمو بهترین دوستامو خورد میکردم اما حالا کم کم دارم به حرف غزل میرسم که پسرا صفت ندارند اما حیف که دیر به این حرف رسیدم" اما هنوزم دیر نشده. هنوزم میتونم همون سارای شاد و بی خیال و رفیق باز پارسال شم. امین قبول کن که تو این مدت که ۱ سال گذشت خیلی عذابم دادی خیلی. خیلی دوست داشتم اما حالا... . من تمام تلاشمو کردم که خودمو تو دلت جا کنم اما نشد منم که نمیتونم به خاطر اینکه نشده خودمو بکشم!!! میدونی تو از اون ادمایی بودی که تا فهمیدی دوست دارم دستمو تو بد ترین شرایطم که بهت نیاز داشتم رها کردی... . الان که دارم مینویسم حالم خیلی بد صفحه کیبوردو به زور میبینم!!! به خاطر اینکه دارم گریه میکنم همه احساسمو جمع کردم تا تونستم این پست روبزارم... . گل من دل کندن ازت خیلی خیلی سخته ولی من دارم این کارو میکنم . من دارم ازت دل میکنم. امید وارم عشقت برگرده و دوست داشته باشه . منم اصلا مهم نیست ایندم چی میشه! برات ارزوی سلامتی و سربلندی میکنم از من یه لحظه باقیه قسمت نشد ببینمت شاید که لایق نبودم......... . خدانگه دار
دیروز با یک دسته گل اومده بود به دیدنم با یک نگاه مهربون همون نگاهی که سال ها ارزوشو داشتم ولی ازم دریغ کرده بود. گریه کردو گفق: "دلش خیلی برام تنگ شده" میخواستم اشکاشو از رو گونه هاش پاک کنم ولی نتونستم!!! فقط نیگاش کردم اون رفت ولی سنگ قبر من هنوز خیس خیس بود!!!! دوست دارم بی احساس من
اه حالم از خودم داره به هم میخوره یعنی من اینقدر بدبخت شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از چشم همه خودمو انداختم واسه چی؟؟؟؟ واسه اینکه همش تو خودمم برا ۱ لحظه از خودم حالم داره به هم میخوره خسته شدم خسته ی خسته٬ خسته تر از همیشه دوست دارم بمیرم کاش مردن دست خود انسان بود فقط میخوام بگم خیلی سنگدلی با حرفات دل کوچولومو تیکه تیکه میکنی اخه بی انصاف یه کمم به فکر من باش داری دیوانم میکنی!!!!!!!!!!!!!! بیخیال با تمام اینا با تمام همه ی این اذییتات هنوزم دوست دارم
سلام حالم اصلا این روزا خوب نیست الانم ۱ خبر بد شنیدم این از امین............ بی خیال بچه ها واسه دوست گلم لیلی دعا کنین تصادف کردی خیلی ناراحتم دارم دیوانه میشم چرا تو این طوری شدی دختر؟؟؟؟ مطمئن باش برات سر نمازم دعا میکنم خیلی دوست دارم میدونم که خوب میشی تو باید خوب بشی منتظرت میمونم ابجی جون
مي دوني؟ يه اتاقي باشه گرمه گرم..روشنه روشن.. تو باشي منم باشم.. کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد.. تو منو بغلم کني که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم.. اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار..پاهاتم دراز کردي.. منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم.. با پاهات محکم منو گرفتي ..دو تا دستتم دورم حلقه کردي.. بهت مي گم چشماتو مي بندي؟ ميگي آره بعد چشماتو مي بندي ... بهت مي گم برام قصه مي گي ؟ تو گوشم؟ مي گي آره بعد شروع مي کني آروم آروم تو گوشم قصه گفتن.. يه عالمه قصه طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نمي شن.. مي دوني؟ مي خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..يه حرکت سريع.. يه ضربه عميق..بلدي که؟ ولي تو که نمي دوني مي خوام رگمو بزنم .. تو چشماتو بستي .. نميدوني من تيغ رو از جيبم در ميارم..نمي بيني که سريع مي برم.. نمي بيني خون فواره مي زنه..رو سنگاي سفيد.. نمي بيني که دستم مي سوزه و لبم رو گاز مي گيرم که نگم آآآآخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني.. تو داري قصه مي گي.. من شلوارک پامه.. دستمو مي ذارم رو زانوم..خون مياد از دستم ميريزه رو زانوم و از زانوم ميريزه رو سنگا.. قشنگه مسير حرکتش.. حيف که چشمات بسته است و نمي توني ببيني.. تو بغلم کردي.. مي بيني که سرد شدم.. محکم تر بغلم ميکني که گرم بشم.. مي بيني نا منظم نفس مي کشم.. تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت. مي بيني هر چي محکم تر بغلم مي کني سرد تر ميشم.. مي بيني ديگه نفس نمي کشم.. چشماتو باز ميکني مي بيني من مردم.. مي دوني ؟ من مي ترسيدم خودمو بکشم از سرد شدن ..از تنهايي مردن.. از خون ديدن..وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم.. مردن خوب بود آرومه آروم... گريه نکن ديگه.. من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدياااا... بعدش تو همون جوري وسط گريه هات بخندي.. گريه نکن ديگه خب؟ دلم مي شکنه.. دل روح نازکه.. نشکونش خب؟
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا آن را تجربه کرده ام ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد!!! در تنها ترين تنهاييش تنهاي تنهايش مگذاري . و تا وقتی که امید هست ، زندگي هست . شكست را به پيروزي و اشك را به لبخند مبدل سازيم بشرطي كه، به زندگي و شگفتي هاي آن ، به لذت ها ، نا اميدي ها ، تلاش ها ، رنج ها و دردها ، بله بگوييم . چرخ می خورم به لابه لای قلبهای کاغذی ، یک نفر در این میانه بوی آشنا نمی دهد با دلی شکسته ، از جماعتی گسسته ، رو به سوی خویش می روم ، روبروی آینه حرف می زنم گریه می کنم، آینه به حرفهای من گوش می دهد ، گریه می کند.
ساعت بازم بهم میگه
۳ ثانیه رفته دیگه... خبر داری چه زود گذشت؟ مونده فقط ۷ تای دیگه.... هی با خودم گفتم میاد.... امیدتو ندی به باد داد میزدم... پس کی میاد؟؟؟ کسی جوابمو نداد....... آی ای خدا تا به سحر واسش ببر تو این خبر بگو که من تا اخرین... خیره بودن چشام به در .... سرت سلامت نازنین... از من یه لحظه باقیه...... قسمت نشد ببینمت شاید که..... لایق نبودم..... خداحافظ........
امشب به سوگ ارزوهایم نشسته ام و در غم نبودنت اشک فراق میریزم...... . امشب شمع حسرت ارزوهای بر باد رفته ام ذره ذره اب میشود....... . امشب برای مرگ ارزوهایم لباس سیاه پوشیده ام....... . کاش امشب کسی برای تسلیت به خانه دلم می امد........ . کاش امشب تو بودی و دلداری ام میدادی و دفتر خالی ارزوهایم را ورق میزدی....... . اما افسوس که تو نیستی و زندگی بدون تو زیبا نیست......... امین. امیدوارم حالت خوب شده باشه... . اخه بی معرفت نمیگی من دلم بترکه؟؟؟ چرا نیستی؟؟؟ پس کی بود که میگفت سارا هیچ وقت تنهات نمیزارم؟؟؟ بی خیال...... . امروز تولدمم بود..... . ولی ای کاش تو این دنیا نبودم.............. .
باورم نمیشه که اون دوستم نداره...................... .
میخواهم از باهم بودن حرف بزنم ميخواهم از با تو بودن بگويم از اينكه
سلام.
میخوام بدون مقدمه حرفهای دلمو بزنم چون از خودم- از دنیا- از تنها ارزوم- از دلم که هیچ وقت اروم نداره- از... نمیدونم چی اما میدونم خسته شدم. خسته ام به همون اندازه ای که دوسش دارم. گاهی اوقات انگار کسی قلبم رو فشار میده انقدر زیاد که حس میکنم میخوام منفجر شم و اون موقع بهترین لحظه زندگیمه چون حس میکنم فکر و خیالش داره وجودمو ازم میگیره. گاهی فکر میکنم من بدون اون کی ام؟؟؟ یکی که شبها موقع خواب با هیچ ستاره ای درد دل نمیکنه و اسمون اونو نمیشناسه. یکی که صبح ها بدون هیچ امیدی از خواب بلند میشه و همیشه ۱ کارایه تکراری انجام میده. یکی که نمیدونه دوست داشتن یعنی چی؟؟؟ و گاهی فکر میکنم کاش به احترام همه اشک هایی که ریختم اون بفهمه دوسش دارم و به خاطر همه روز هایی که با فکرش اومد و رفت اون بفهمه دوسش دارم و به خاطر خودم... هیچی... خودم اصلا مهم نیست. اگه دست خودم بود همین الان میمردم. گاهی هم فکر میکنم اگه باور داشته باشم که من اونو از همه ادم هایی که دوسش دارن بیشتر دوسش دارم اون وقت اون ماله منه بدون اینکه خبر داشته باشه... اره... اون ماله منه بدون اینکه خبر داشته باشه... خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام..........................................................................
شب.....
چه کلمه ی مسخره ای..... خدایا... چرا من الان تنهام؟؟؟ خوش به حاله اونایی که عشقشون الان پیششونه... . خدایا؟! چرا تلویزیون داره فیلمه جنگه برفک ها رو نشون میده؟ چرا صدای جیغه عذاب اور بچه ها نمیاد؟ اه! صدای یک شیر اب خراب از کیلومتر ها داره شیشه افکارمو میشکونه! خدایا؟! ایا اونم منو دوست داره؟ ایا اونم عاشقمه؟ ایا اونم شبا به خاطر من بیدار میمونه و اشک میریزه؟ امین! چرا بهم نمیگی دوسم داری؟ خدایا؟! نکنه دوسم نداشته باشه؟ وااای نه... من خیلی تنهام........ . اگه دوسم نداشته باشه چی؟؟؟ اخه هر وقت بهش میگم دوسم داری بحثو عوض میکنه یا به سردی میگه:اره........ . ولی من عاشقتم...................................
سلا... . مرسی که به وبم سر میزنی پس لطفا نظرم بده....... ممنون میشم........ اسمم ساراست... این وبلاگم فقط واسه این درست کردم تا همه بفهمن که من عاشقم..... . امین جونم خیلی دوست دارم کاش اینو بدونی... میدونم که میدونی ولی خودتو به اون راه میزنی........ . میدونم اگه یک روز این وبلاگمو پیدا کنی منو میکشی ولی خوب من دوست دارم............. . ---------------------------------------------------------------------------------- خوب دوست عزیزی که سر زدی میخواستم از همین اول یه نکته ای رو بگم که بعدا مشکلی پیش نیاد...... . اول از همه ممنونم که سر زدی و دوم اینکه این مطالب رو فقط به خاطر این مینویسم که گفتم و اگه خوشت نیومد میتونی اصلا نخونیشون. .. .. . و اگه هم خوشت اومد منم خوشحال میشم که یک دوست خوب تو اینترنت پیدا کردم....... با تشکر : سارا
|
About
کاش میتونستی بفهمی که چقدر دوست دارم Archivesآذر 1387آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 Links
لیلی جونم |